تبليغاتX
روز نگار طب

روز نگار طب

صندوقچه ذهن دانشجوی طب

این روزها

سلام

طاعاتتون قبول . بعد مدتها برگشتم , این روزها علوم پایه میخوانم امروز هم غدد و ژنتیک را خواهم خواند

دوران امتحانات ویژگیهای خاص خودش را دارد.


+ نوشته شده در  یکشنبه 23 مرداد1390ساعت 9:33  توسط دانش پژوه  | 

جهان بعد از مرگ

كمي مراقب خودمان باشيم مرگ بي خبر به سراغ ما ميايد

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 17:25  توسط دانش پژوه  | 

از بيماران الزيمري بيشتر مراقبت كنيم

براي بيماراني با بيماريهاي الزايمر حتي يك عفونت كوچك ميتواندميزان كاهش حافظه را دو برابر كند .در اين تحقيق جديد محققان دريافتند بيماران الزايمري كه بيماري تنفسي –معدي و روده اي وديگر عفونتها را دارند حتي ضربه هاي كم و كبودشدگيها مي توانند سطح بالايي از فاكتور a-tnf در خون انهاوجود  داشته باشد.

        a-tnf يك پروتئين است كه در ارتباط با عفونت است و در كاهش حافظه يا ديگر انواع كاهش شناختي شركت دارد.

بيماريهايي كه ما به طور نرمال نتيجه اندكي از انها در سلامتي فرد سالخورده در نظر ميگيري منياز است كه با دقت و جديت بيشتري در بيماران الزايمري مراقبت شود.بيماريهاي كوتاه مدت ويا شرايطي كه باعث ايجاد عفونت بيرون مغز مي شود در ارتباط با يك كاهش نشاندار در عملكرد حافظه در بيماران الزايمري است.اين كاهش يك اثر موقتي نيست و بعد از رفع بيماري هم باقي مي ماند.

نتايج تحقيقات بر اساس ازمايش خون و توانايي شناختي اين بيماران ثبت شده است در طول 6 ماه مطالعه روي 110 نفر كه عفونت يا جراحتي داشتند كه موجب التهاب ميشد اين افراد كاهش حافظه اي دو برابر نرخ افرادي فاقد جراحت و عفونت را داشتند.كاهش حافظه در بيماراني با سطح بالاي    a-tnf در شروع مطالعه چهار مرتبه بيشتر در ميان افرادي با سطح پايين بود.

براي انهايي كه ميزان a-tnf انها در شروع مطالعه در سطح بالايي بود يك عفونت كاهش حافظه انها را 10 مرتبه بيشتر از افراديكه سطح پاييني از فاكتور را داشتند كاهش داد.

مراقبتهاي بيشتري نياز است كه از به وجود امدن چنين شرايطي در بيماران الزايمري جلوگيري شود بنابراين استفاده واكسن انفولانزا بايد تشويق شود و مراقبتهاي اوليه عفونتها ممكن است تاثيرات زيانبار اين عفونتها را كاهش دهد

بنابراين توسعه داروها يا تغييرات سبك زندگي مانند تمرينات متعادلي كه ثابت شده  را در بيماراني با بيماريهاي الزايمر كاهش دهد.تمرينات ارزشمندي براي تاثيرات سودمند انهاروي كاهش دادن سرعت فرايند بيماريها دارنداگر اين موضوع حقيقت داشته باشدممكن است در پاسخ به اين سوال كه چرا افرادي كه داروهاي ضد التهابي براي بيماريهاي سيستماتيك مصرف ميكنندبه نظر ميرسد كه ريسك كمتري براي ابتلا به الزايمر داشته باشند؟

اين مطالعه به ما ميگويد كه فرايندهاي التهابي در ارتباط با هوشياري و قوه شناخت افراد است.
+ نوشته شده در  جمعه 20 شهریور1388ساعت 15:34  توسط دانش پژوه  | 

شکست همیشه پلی برای پیروزی نیست

 

یک روانپزشک با بیان اینکه افراد، برداشت متفاوتی از شکست‌های زندگی خود دارند، گفت:«برخلاف یک باور قدیمی که شکست ‌ا همیشه پلی برای پیروزی هستند، ناکامی‌های زندگی افراد وابسته به نوع نگاه آنها به جامعه تاثیرات متفاوتی را از خود بر جای می‌گذارند و همیشه منجر به پیروزی نمی‌شوند.»

دکتر محمد غدیری در گفتگو با سامانه خبری «سلامت‌نیوز»، تاثیر شکست بر زندگی افراد را وابسته به میزان درک اشخاص از عوامل استرس‌زا دانست و اظهار داشت:« ناکامی‌های زندگی افراد مختلف در شرایط سنی و روحی آنها آثار متفاوتی را از خود بر جای می‌گذارد.»

وی افزود: «برای یک کودک 6ساله و یک مرد 50 ساله، مرگ مادر معنای متفاوتی دارد و نمی‌توان برای هر دو این افراد یک روش درمانی را توصیه کرد.»

این روانپزشک همچنین با رد یک باور قدیمی که هر شکست پلی برای پیروزی است، تصریح کرد:« شدت ناکامی‌های زندگی برخی از افراد به قدری زیاد است که آنها را به سمت افسردگی سوق می‌دهد و دیگر امکانی برای تلاش به سوی پیروزی وجود ندارد.»

وی ادامه داد: «هر اندازه میزان استرسی که فرد شکست خورده تجربه می‌کند بیشتر باشد، امکان برگشت به زندگی عادی برای وی دشوارتر خواهد شد.»

غدیری تاکید کرد:«شکست در فواصل مختلف زندگی معانی متفاوتی دارد و علاوه بر این اشخاص نیز در برخود با مشکلات زندگی رفتارهای یکسانی ندارند.»

وی گفت:«شکست برای فردی که کاری را از دست می‌دهد اما امیدوار به کسب شغل بهتری است پلی برای پیروزی است، اما در رابطه با شخصی که به دلیل رکورد بازار کار، امیدی به از سرگیری شغل جدید ندارد، زمینه‌ای برای افسردگی است.»

این متخصص با عنوان این مطلب که افسردگی نیازمند درمان است،متذکر شد:« فرد افسرده تا زمانی که تحت نظر یک پزشک متخصص به واکاوی دلایل افسردگی خود نپردازد، نمی‌تواند به زندگی عادی خود بازگردد.»

خوب من با شنيدن اين خبر ناراحت شدم چون در واقع خيلي از سخنهاي بزرگان عرصه ي روانشناسي زير سوال ميره اما واقعيت چيز ديگري است كه گاهي ما در مواجه با اون  واقعيتها و به عبارتي شكستها بد جور ميشكنيم كه توانايي بلند شدن مجدد از ا ن كار هر كسي نيست.و چه بد شكستهايي هستند اين شكستها كه تو را از واقعيت موجود دور مي اندازند..

+ نوشته شده در  جمعه 13 شهریور1388ساعت 0:11  توسط دانش پژوه  | 

تازه هاي الزايمر


كشف عامل جديدي كه آلزايمر را تشديد مي‌كند
در يك تحقيق جديد معلوم شد: تاثير پلاك چسبنده آميلوئيد روي مغز كه عامل بروز بيماري آلزايمر است، بسيار بيشتر از تصور قبلي متخصصان است و در نتيجه توجه به آن در جهت پيشگيري و درمان بسيار بيشتر از گذشته است.

اين پلاك‌ها به سلولهاي عصبي يا همان نورونها آسيب مي‌رسانند. نورونها سلولهايي هستند كه سيگنالهاي عصبي را در سر تا سر سيستم عصبي منتقل مي‌كنند.

در تحقيق اخير معلوم شد: اين پلاك‌هاي چسبنده نه تنها روي نورونها بلكه روي سلولهاي آستروسيت نيز تاثير نامطلوب مي‌گذارد و در نتيجه بيماري را تشديد مي‌كند. آستروسيتها نقش پشتيبان اصلي را در مغز ايفا مي‌كنند.

با توجه به نتايج اين پژوهش، تاثير كلي پلاكها روي مغز بسيار پيچيده‌تر از دانسته‌هاي قبلي متخصصان و پزشكان است و نقش اين پلاك‌هاي آميلوئيدي در تغيير عملكرد مغز بسيار پيچيده‌تر است.
كشف عامل جديدي كه آلزايمر را تشديد مي‌كند
در يك تحقيق جديد معلوم شد: تاثير پلاك چسبنده آميلوئيد روي مغز كه عامل بروز بيماري آلزايمر است، بسيار بيشتر از تصور قبلي متخصصان است و در نتيجه توجه به آن در جهت پيشگيري و درمان بسيار بيشتر از گذشته است.

اين پلاك‌ها به سلولهاي عصبي يا همان نورونها آسيب مي‌رسانند. نورونها سلولهايي هستند كه سيگنالهاي عصبي را در سر تا سر سيستم عصبي منتقل مي‌كنند.

در تحقيق اخير معلوم شد: اين پلاك‌هاي چسبنده نه تنها روي نورونها بلكه روي سلولهاي آستروسيت نيز تاثير نامطلوب مي‌گذارد و در نتيجه بيماري را تشديد مي‌كند. آستروسيتها نقش پشتيبان اصلي را در مغز ايفا مي‌كنند.

با توجه به نتايج اين پژوهش، تاثير كلي پلاكها روي مغز بسيار پيچيده‌تر از دانسته‌هاي قبلي متخصصان و پزشكان است و نقش اين پلاك‌هاي آميلوئيدي در تغيير عملكرد مغز بسيار پيچيده‌تر است.

+ نوشته شده در  جمعه 13 شهریور1388ساعت 0:3  توسط دانش پژوه  | 

تبريك روز پزشك

سلام

روز پزشك رو به همه پزشكان عزيز تبريك ميگويم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 22:49  توسط دانش پژوه  | 

paper art و اناتومي!

به اين تصاوير نگاه كنيد!

واقعا باور كردني نيست كه با كاغذ چنين طرحهايي رو خلق كرده باشند.

به اين هنر paper art گفته ميشود كه خيلي ماهرانه اسكلت انسان سه بعدي با كاغذ طراحي شده است . ادامه اين  تصاويردر ادامه مطلب است

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 21:56  توسط دانش پژوه  | 

سلامي دوباره

سلام دوستان تنها براي همه كنكوريهاي عزيز يك ارزو دارم كه همه شاگردان با استعداد و باهوش خصوصا فرزانگاني رشته ودانشگاهي كه استحقاق ان را دارند قبول شوند و در گير تصميمات سازمان سنجش نگردند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 18:25  توسط دانش پژوه  | 

نيروي ارزوي لامارك

هميشه توي زندگي خوبه يه جاهايي متوقف بشيم يه نگاه به گذشته و يه نگاه به اينده اي كه پيش رومونه داشته باشيم گاهي وقتا اينقدر توي جريان زندگي غرق ميشيم كه يادمون ميره يه ايست كوتاه داشته باشيم .اين توقف نه تنها روند حركت مارو كند نميكنه بلكه باعث ميشه با ديد تازه اي نسبت به اونچه كه به دست اورديم از دست داديم و ميخواهيم بدست بياريم حركت هوشمندانه تري داشته باشيم .

موفقيت دائمي هميشه هم خوب نيست اين كه هميشه يه پرونده كاري سفيد و پر از نشان و لوح وتقدير داشته باشيم اگرچه خيلي لذتبخشه اما تلاش براي اينكه فقط هميشه به يه نقطه طلايي تعلق داشته باشي فرصت يادگيري خيلي چيزها ر وازت ميگيره . ترس از شكست بدترين چيزيه كه ميتونه وجود داشته باشه و امروز بيش ترا زاينكه از شكستهامون هراسي به دل داشته باشيم دعا كنيم كاش قبل اينكه نتيجه نهايي رو بگيريم چند جايي يه شكست هايي برامون رخ بده كه بتونيم راه صحيح رو پيدا كنيم متوجه اشتباه هايي كه بعدا فرصت يادگيري اونها رو نداريم بشيم

در واقع اون شكست خودش عين  يه موفقيته يه فرصتي كه به تو اجازه ميده راهت رو دقيقتر طي كني تا به اون موفقيتي كه ارزوش رو داري برسي.اينجوري طعم تلخ شكستها يه كم شيرين ميشه اما گاهي مواقع بعضي شكستا بد جور تو رو ميشكنن جوري كه هرگز باور نميكردي اين جور شكستها فقط به اين علته كه توي راهي كه ميومدي از اشتباهاتت درس نگرفتي فقط به چشم يه حادثه ناخوشايند به اونها نگاه كردي و منتظر موفقيتي كه توي ارزوهات دنبالش ميگشتي بودي اما خبر نداشتي كه موفقيت تو در گرو همين اشتباها ست تا به خودت بياي ببيني اشكال كارت كجا بوده اون رو تصحيح كني و  خودت رو باور كني و از نو حركتت رو شروع كني .

اما اينكه بتوني بعد يه شكست سخت بلند بشي و دوباره به خودباوري برسي يه همت خيلي بلند ميخواد خيلي بلند عموما هم موفق ترين ادمها اون دسته اي بودن كه شروع حركتهاشون رو با شكستهاشون همزمان كردن.

نيرويي وجود داره به نام نيروي ارزوي لامارك .لامارك رو كه حتما ميشناسين نيروي ارزوي لامارك ميگه پرنده ها چون بال دارند پرواز نميكنند بلكه چون ارزوي پرواز دارند بال دارند  با اين مفهوم : زماني كه ارزوي چيزي رو داريد اون رو تحقق يافته ببينيد تا در عرصه ي عيني تحقق يابد.

گرچه نظر لامارك بعدها رد شد اما اين نيروي ارزو درسته ولي شرايطي هم كه چنين افرادي در اون قرار ميگيرن موثره اگه به كسي توي شرايطي كه شكست سختي خورده بگي به نيروي ارزوي لامارك اعتقاد داشته باش يه كم غير منطقيه چون توي اون شرايط حتي خودت هم به اين جمله قلبا اعتقاد نداري و فقط ميگي تا دردي رو اروم كني اما خبر نداري بااينكار اون رو جريحتر ميكني توي چنين مواقعي بهتره كه اطرافيان فقط شرايط اون رو درك كنند و متوجه بشن كه حق او اين نبود .همين نوع برخورد كافيه تا اون شخص بعد يه مدت از اون شكست به خودش بياد و حركت تازه اي رو شروع كنه حالا شايد اين خودش باشه كه به نيروي ارزوي لامارك اعتقاد مياره و ميخواد كه شرايط رو عوض كنه  .

ودر اخر من از همه اشتباهاتم سپاسگزارم كه راه درست زيستن را به من اموخت..

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 21:46  توسط دانش پژوه  | 

مشكوك!!!!

هميشه ازبين  حيوونها دو تاي اونها برام مرموز بودن از اين جهت كه هيچ وقت نتونستم تصور كنم اونها هم يه موجودي عين بقيه حيوونها هستن .بالاخص موجودي به نام گربه

 البته نه ازين جهت كه از ديدن ايشان خوشحال شوم بلكه به عكس هيچ تمايلي به ديدن اين موجود ندارم.

اصولا خرافاتي نيستم وبه اين چيزها كه هيچ كدوم پايه و اساس علمي ندارند اعتقادي ندارم اما هر وقت يه گربه رو ديدم احساس كردم با حيواني روبرو هستم كه برخلاف حيووناي ديگه است  .نميدونم چرا اما نوع نگاه و رفتار اين موجود به نحويه كه احساس ميكنم فراتر از حد يه حيوان چهارپا يي چون ساير حيوانات است.البته تنها از اين لحاظ كه نوع رفتارش متفاوته فقط همين!  نه به اين معني كه به ان باورهاي  خرافي ذره اي اعتقاد داشته باشم

 .البته نا گفته نماند شايد اين نوع تفكر نسبت به اين موجودريشه در دوران كودكي من داشته باشد .

واين مرموز بودن زماني به حد اعلا ميرسد كه منع ازار وقتل گربگان در اسلام صادرميشود .

واقعا چرا؟!!!! مگه اين موجود هم مثل بقيه حيوانات نيست پس چرا دقيقا در اسلام در مورد اين حيوان چنين دستوري رو  داريم.

اما موجود بعدي  موجودي است به نام جغد

نسبت به اين موجود فقط مشكوك هستم وهيچ وقت به خرافات وشايعه هاي پيرامون اين موجود مبني برانكه (هر زمان ناله سردهد مرگي و هرزمان بانگ شادي سر دهد جشني برقرار گردد ) توجهي نداشتم

اما دير زماني است كه رفتار مشكوك اين موجود توجه من رو جلب كرده است.

چند ماه پيش صداي ناله جغدي را شنيديم همه با حالتي هراسان گوشهاي خود را تيز نموده و به فكر فرو رفته بودند كه جناب عزرائيل قرار است چه كسي را رهسپار عالم باقي نمايد.

دقيقا بعد از چند روزبزرگ ان منزل به ديار باقي شتافت.

بعد از چند ماه صداي شادي جغد شنيده شد وچند روز بعد جشني در ان سرا برقرار گرديد

و اين عقيده شوم بودن جغد وقتي بيشتر ميشود كه درداستان حضرت سليمان زماني كه جغد خطاب به حضرت براي قرارگيري در فرازبارگاه گفت اگر به من اين اجازه داده نشود بالهاي خود را به خاك گورستان اغشته كرده و برفراز بارگاهت خواهم امد تا اثر اين شومي بر ان بماند و حضرت سليمان به علت دفع اين اثر شوم به جغد اجازه قرارگيري بر فراز بارگاه را فرمودند.

(البته با وجود اين موارد من  معتقدم  كه تمام اينها جز باورهاي ساخته ذهن بشر چيز ديگه اي نيست و باور دارم  كه يك موجود نميتونه مرگ يا شادي را رقم بزند و شديدا مخالف اين اعتقادم كه نگهداري كدام حيوان زبان بسته موجب خوش اقبالي و كدام يك باعث بد اقبالي ميگردد ويا اينكه بعضي تمام كارهاي خودشون رو به علت يك عطسه به تاخير مياندازند حتي برخي  انسانهاي متمدن امروز هم به طرزاعجاب اوري به اثر عطسه اعتقاد دارند اما من هيچ دليل منطقي نميبينم تمام فعاليتها فقط  به علت يك عطسه كنار گذاشته بشه و دليل اين امر رو متوجه نميشم و البته در زمان حاضر هم كمتر به اين موارد كه پايه واساس علمي و منطقي نداره ميپردازند  اما بعضي افراد اعتقاد دارند و جالب اونكه بر طبق اعتقادشون همون اتفاق براشون ميفته). 

 

اما بگويم مدتي است باز هم صداي ان جغد را ميشنويم در خبر باشيد تا چندي بعد صحت اين عقيده رابررسي نموده ونتايج اين تحقيق را در اين مكان ثبت نمايم.

 

مكتوب شده در تير شيد سال 1388 خورشيدي  مقارن با سال 3747 زرتشتي.

 

پانوشت : تيرشيد در ايران باستان مقارن با روز چهارشنبه بوده است. .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 22:7  توسط دانش پژوه  |